المحقق السبزواري
831
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
مىكند تو را به فقر ، چنان كه عادت شيطان است و خداى عز و جلّ فرموده كه الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ « 1 » ، يعنى : خ شيطان وعده مىكند شما را فقر . خ و داخل مساز در مشورت بيدل ترسنده را ، چه تو را از كارها ضعيف مىگرداند و مىترساند . و همچنين شريك مگردان حريص را كه مزيّن مىسازد و مىآرايد در نظر تو شره و حرص به جور و ظلم را ، چه هر كس آنچه در طبع او مركوز است ، ديگران را به آن مايل مىسازد . يعنى ، به درستى كه بخل و جبن و حرص طبيعتها و خويهاى متفرّق است كه جامع آنها بدگمانى به خداى است . يعنى ، همه را يك اصل و منشأ است كه آن بدگمانى باشد به خداى عز و جلّ كه ناشى از عدم معرفت به خداى عز و جلّ و ضعف شناخت و يقين است ، چه بخيل جاهل است به آنكه خداى عز و جلّ جواد فيّاض است و عطاياى عالمها همه مستند به مشيّت اوست و جاهل است به آنكه خداى عز و جلّ نسبت به مستعدان و مستحقّان رحمت و عنايت خود عوض بذلها و عطاها كه در راه خدا نمودهاند اضعاف مضاعفه مىدهد و مفاتيح رحمت و فيض آسمانها به يد قدرت اوست . جهل به امور مذكوره با خوف فقر و رغبت به مال سبب بخل مىگردد . و جبان و بيدل جاهل است به آنكه سرچشمهء لطف و فيض عنايت ربّانى به مجارى وجود بندگان بر نحوى كه حكمت تقاضا مىكند جارى و سارى است ، و حفظ هستى هيچكس بىآثار رعايت و عنايت او نيست و يك لحظه وجود و عدم هيچ كس بىتعلّق مشيت ازليهء او مستحيل است . و جبان از اسرار قضا و تقدير غافل است و به آن جاهل ، مىپندارد كه اقدام در حروب كشنده است و فرار نجاتدهنده با آنكه غالب اوقات قضيّه برعكس است ، و بر اين قياس است حكم حرص . « إنّ « 2 » شرّ وزرائك من كان للأشرار قبلك وزيرا ، و من شركهم في الآثام فلا يكوننّ لك بطانة ، فإنّهم أعوان الأثمة ، و إخوان الظّلمة ، و أنت واجد منهم خير الخلف ممّن له مثل آرائهم و نفاذهم ، و ليس عليه مثل آصارهم و أوزارهم و آثامهم ، ممّن لم يعاون ظالما على ظلمه ، و لا آثما على إثمه : أولئك أخفّ عليك مؤونة ، و أحسن لك معونة ، و أحنى عليك عطفا ، و أقلّ لغيرك إلفا ، فاتّخذ أولئك خاصّة لخلواتك و حفلاتك ، ثمّ ليكن آثرهم عندك أقولهم بمرّ الحقّ لك ، و
--> ( 1 ) . بقره : 268 . ( 2 ) . اصل فاقد « انّ » است ، اينجا از ديگر نسخ افزوده شد .